سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 90
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
ما در اصل مطلب ، يعنى ناميدن عربها سوادكوه را به اسم جبال « شروين » عجالة مخالفت نداريم ليكن عام بودن « شروين » صحيح نيست و اساسا مطلب واضح است و محلى براى اين تحقيق نيست و معلوم مىشود صنيع الدوله اين ديباچه را قبل از مطالعه و آشنايى پيدا كردن به تاريخ مازندران نوشته زيرا شروين اسم خاص و علم دو نفر از اسپهبدان سلسلهء باوند مىباشد كه يكى شروين بن سرخاب است و ديگرى شروين بن رستم و عبارت حمزهء اصفهانى به هيچ وجه دلالت واضحه ندارد كه « شروين » لقب تفخيمى آن شخص بوده است . 2 ) در مقدمه بدوا تحقيقى در باب لفظ « سوادكوه » مىنويسد و به عقيدهء او محرف از كلمهء « فرشواد » است كه در ازمنهء قديمه به جبال مازندران اطلاق مىشده . صنيع الدوله مىپنداشته است كه اطلاق « فرشواد » يا « فرشوادگر » به جبال طبرستان مطلب غريب و تازهيى است و خوانندگان كتاب او باور نخواهند كرد ، لذا براى اثبات آن عبارات بسيارى از اقوال مؤلفين را شاهد آورده است . بعد قريب بيست و دو صفحه را در باب اقوام مختلفه كه در قديم در مازندران و يا در ساير سواحل بحر خزر سكنى داشتهاند سياه كرده و به عقيدهء خودش تحقيقات انيقه نموده است ليكن اين تحقيقات گذشته از آنكه اقوال مؤلفين اروپاست ، و بدون مراعات ترتيب و التعلم نقل كرده و مكررا تجديد مطلع نموده - قسمت عمدهء آن خارج از موضوع است و چندان ارتباطى با موضوع كتاب ندارد . در آخر مقدمه شرحى تحت عنوان « حالت حاليهء سوادكوه » مىنويسد . بايد دانست كه اين شرح نيز نتيجهء تتبع و استقراء شخصى صنيع الدوله نبوده و غصب است ، توضيح اين مطلب آنكه شاهزادهء جليل القدر دانشمند مرحوم عليقلى ميرزا اعتضاد - السلطنه در عهد وزارت علوم خود فضلا و مطلعين هر شهر و ولايتى را امر و تشويق نموده